رنجن
مترادفها
رنجیدن، درد کشیدن، رنج بردن
متضادها
شادی، لذت، آسایش
لغت نامه دهخدا
رنجن. [ رَ ج َ ] ( ص ) شکم نرم شده. ( آنندراج ). شکم نرم نیک روان. ( ناظم الاطباء ). اسهال گرفته. ( فرهنگ شعوری ص 12 ب ). شکم نرم خوب کارکرده. ( فرهنگ اشتینگاس ).
فرهنگ فارسی
شکم نرم شده شکم نرم نیک روان
جمله سازی با رنجن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پانیت رنجن (انگلیسی: Punit Renjen؛ زادهٔ ۱۹۶۱) کارآفرین و مدیر اجرایی آمریکایی هندیتبار است، که هماکنون بهعنوان مدیرعامل شرکت دیلویت فعالیت میکند.