نرم کردنی

مترادف‌ها

نرم‌کننده

لغت نامه دهخدا

نرم کردنی. [ ن َ ک َ دَ ] ( ص لیاقت ) که قابل نرم کردن است. که بتوان نرمش کرد. رجوع به نرم کردن شود. || قابل تربیت. رام کردنی.

فرهنگ فارسی

که قابل نرم کردن باشد رام کنی یا قابل تربیت.

جمله سازی با نرم کردنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 یکی از برتری‌های دست‌بدست کردن‌های نرم این است که اتصال به سلول منبع تنها زمانی شکسته می‌شود که رابط موثق به سلول هدف ایجاد شده باشد و بنابراین این‌ها شانس‌هایی هستند که سلول به‌طور غیرطبیعی به علت عدم موفقیت دست‌بدست کردنی که پائین‌تر است پایان می‌پذیرد. محوسازی و تداخل در کانال‌های متفاوت نامربوط هستند و بنابراین احتمال آن‌ها در یکی از لحظات مشابه در کانال‌هایی رخ می‌دهد که بسیار پایین هستند؛ بنابراین موثق بودن این رابط بالاتر می‌رود زمانی‌که مکالمه در یک دست‌بدست کردن نرم است. چون در یک شبکه سلولی حداکثر دست‌بدست کردن در مکان‌هایی از محوسازی رخ می‌دهد.

💡 برای اینکه لباس‌های پشمی پس از شستشو لطیف باقی بمانند، استفاده از یک ماده نرم کردنی با کیفیت بالا در مراحل شستشو بسیار ضروری و موثر است.

💡 شرکت‌های تولیدکننده مواد شوینده، همواره در تلاش هستند تا فرمولاسیون جدیدی برای نرم کردنی ابداع کنند که علاوه بر لطافت، رایحه دلپذیری نیز داشته باشد.

💡 برخی از مواد نرم کردنی طبیعی مانند سرکه، می‌توانند به جای محصولات شیمیایی، برای نرم شدن پارچه‌ها و کاهش الکتریسیته ساکن در لباس‌ها استفاده شوند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران