رها کردنی
مترادفها
رهاشدنی
متضادها
ماندنی
لغت نامه دهخدا
رها کردنی. [ رَ ک َ دَ ] ( ص لیاقت مرکب ) دست برداشتنی.شایسته رها کردن. قابل آزاد کردن. لایق یله کردن.
فرهنگ فارسی
دست برداشتنی. شایسته رها کردن
جمله سازی با رها کردنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فیلم برای علاقهمندان به سینمای دیالوگ محور پر از لحظات زیبایی ست که دیالوگ های پر مغز و طولانی گاه تا ده دقیقه و بیشتر مخاطب را با خود درگیر میکند و بعد از پایان فیلم نیز، رها کردنی در کار نیست. گفتگوها در محوریت انگیزه های ذاتی انسان، علت پیدایش هستی و هدف از آفرینش و نقش مذهب در زندگی بشر می باشد.
💡 در دنیای امروز، استفاده از بستهبندیهای رها کردنی و زیستتخریبپذیر به جای پلاستیکهای سمی، گامی بسیار مهم در جهت حفاظت از محیط زیست و طبیعت محسوب میشود.
💡 برخی از محصولات قدیمی که به عنوان کالاهای رها کردنی شناخته میشدند، اکنون به دلیل آسیبهای زیستمحیطی، در بسیاری از کشورهای توسعهیافته ممنوع شدهاند.
💡 ما باید به دنبال جایگزینهای پایدار برای اشیاء رها کردنی باشیم تا از تجمع زبالههای غیرقابل تجزیه در اقیانوسها و زمین جلوگیری کنیم.