رمبنده
لغت نامه دهخدا
رمبنده. [ رُ ب َ دَ / دِ ] ( نف ) بر روی هم خراب شده. ریخته شده و خراب شده. رجوع به رمبیدن شود.
جمله سازی با رمبنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ابرنواخترهای با هسته رمبنده میباشند که در حقیقت ستارههای پُر جرمی هستند که سوخت هستهای درونشان به اتمام رسیده است و با توجه به اینکه جرم هسته به ماوراء حد چاندراسخار یعنی بسیار بیشتر از ۱/۴ برابر جرم خورشید میرسد انقباض هسته تا رسیدن به فشار تبهگنی نوترونی و در واقع تبدیل شدن ستاره به یک ستاره نوترونی ادامه پیدا میکند و در نتیجه مواد در لایههای بالایی جو ستاره به شکل انفجار مهیب به بیرون پرتاب میشوند.
💡 حدس حلقه، (به انگلیسی: Hoop Conjecture) که در سال ۱۹۷۲ توسط کیپ تورن مطرح شده است، بیان میکند که یک جسم رمبنده تبدیل به یک سیاهچاله میشود، اگر و تنها اگر یک بتوان یک حلقۀ دایرهای با محیط بحرانی زیر بتواند به دور شئ قرار گیرد و بچرخد: