لغت نامه دهخدا
رمبیدن. [ رُ دَ ] ( مص ) خراب شدن و از هم ریختن دیوار و امثال آن. ( فرهنگ نظام ). خراب شدن و فروریختن.
رمبیدن. [ رُ دَ ] ( مص ) خراب شدن و از هم ریختن دیوار و امثال آن. ( فرهنگ نظام ). خراب شدن و فروریختن.
(رُ دَ ) (مص ل. ) خراب شدن، فرو ریختن سقف و دیوار.
خراب شدن و فروریختن، خراب شدن دیوار، فروریختن سقف.
خراب شدن وفروریختن، خراب شدن دیواروسقف
( مصدر ) فرو ریختن سقف و دیوار.
خراب شدن، فرو ریختن سقف و دیوار.
فروريختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنمایه این داستان بیان ترس و اضطراب است و در ابتدای آن آمدهاست: واژههایی چون ترشال، چلم، رمبیدن، رودار، کفه، لجمار، گناهی ندارند اگر در زبان مردم تهران به کار نمیروند و گمان نویسنده این است که بهکار بردن این واژهها که در زبان مردم جنوب است، بر غنای زبان فارسی میافزاید.