خراب گردیدن

مترادف‌ها

ویران شدن، از بین رفتن، تباه شدن، مخروبه شدن

متضادها

آباد شدن، ساخته شدن

لغت نامه دهخدا

خراب گردیدن. [ خ َ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) خراب شدن.

فرهنگ فارسی

خراب شدن

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران