لغت نامه دهخدا
رتاتیو. [ رُ وْ ] ( فرانسوی، ص، اِ ) گردنده. چرخنده. || ماشین چاپ سریع که علاوه بر چاپ، برش کاغذ و دسته کردن آن را نیز خود انجام دهد و معمولاً با بوبین ( قرقره ) کار کند. ( از فرهنگ فارسی معین ).
رتاتیو. [ رُ وْ ] ( فرانسوی، ص، اِ ) گردنده. چرخنده. || ماشین چاپ سریع که علاوه بر چاپ، برش کاغذ و دسته کردن آن را نیز خود انجام دهد و معمولاً با بوبین ( قرقره ) کار کند. ( از فرهنگ فارسی معین ).
(رُ ) [ فر. ] (اِ. ) ماشین چاپ سریع که علاوه بر چاپ، برش کاغذ و دسته کردن آن را نیز خود انجام می دهد و معمولاً با بوبین (قرقره ) کار می کند.
نوعی ماشین چاپ که برش کاغذ و دسته کردن اوراق چاپ شده را هم به طور خودکار انجام میدهد.
گردنده، چرخنده، نوعی ماشین چاپ که برش کاغذکند
( اسم ) ماشین چاپ سریع که علاوه بر چاپ برش کاغذ و دسته کردن آنرا نیز خود کار انجام دهد و معمولا با بوبین ( قرقره ) کار کند.
گردنده چرخنده یا ماشین چاپ سریع که علاوه بر چاپ برش کاغذ و دسته کردن آن را نیز خود انجام دهد و معمولا بابوبین کار کند.
ماشین چاپ سریع که علاوه بر چاپ، برش کاغذ و دسته کردن آن را نیز خود انجام میدهد و معمولاً با بوبین (قرقره)
کار میکند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ماشین جدید رتاتیو کیهان در ساختمان بزرگ و نو بنیاد مؤسسه که در محل سابق مدرسه سن لوئی در کوچه اتابک روبروی ساختمان قدیمی روزنامه بنا شده بود نصب گردید و مهندس فائز کارشناس آلمانی ماشینهای چاپ هایدلبرگ به عنوان سرپرست بخش فنی به ایران آمد و تا آخرین روزهای انتشار روزنامه در ایران پیش از انقلاب ۵۷ در خدمت کیهان بود.