لغت نامه دهخدا
دویمی. [ دُ ی ُ ] ( ص نسبی، اِ )دومی. دومین. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دومی شود.
دویمی. [ دُ ی ُ ] ( ص نسبی، اِ )دومی. دومین. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دومی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این دو مملکت اران و آذربایجان که اولی در شمال و دویمی در جنوب رود ارس واقع است با استثنای گوشهٔ شرقی آن یعنی شیروان امروزی از حیث روابط نژادی اساساً و به کلی متفاوت هستند و تا عهد مغولها هریک از اینها تاریخ جداگانهٔ مخصوص برای خود داشته است؛ و بدینجهت باید هریک از اینها علاحده به زیر تدقیق و تحقیق گذاشته شود….