لغت نامه دهخدا
دعموص. [ دُ ] ( ع اِ ) جانورکی است یا کرمی است سیاه که در پارگین ها وقت فرورفتن آب آن پیدا شود و آنرا به فارسی کفچلیز نامند. ( منتهی الارب ). کفچلیزک. ( دهار ). جانورکی یا کرمی است سیاه رنگ که در غدیرها هنگام خشک شدن آب آن بوجود آید و برخی گویند کرمی است دوسر که هنگام اندک شدن آب دیده میشود. ( از اقرب الموارد ). کفچه لیز. کفچه لیزک. کفچه لیزه. چمچه لیسک، و آن بچه غوک باشد. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || ( ص ) بسیاردرآینده در کارها و زیارت کننده ملوک و سلاطین، و از آن جمله است که گویند: الاطفال دعامیص الجنة؛ یعنی در بهشت سیاحت می کنند و از داخل شدن در هیچ خانه ای منع نمیشوند. ج، دَعامِص، دَعامیص. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || ابتدای آفرینش انسان در حالی که او تا چهل روز علقه ای در شکم مادرش است، سپس خلقت او تغییر کند و بصورت کرم درآید تا ماه سوم، آنگاه «سلیلة» خواهد شد. ( از ذیل اقرب الموارد از تاج ). || ( اِخ ) مردی بود بسیار زناکننده که او را خدای تعالی بصورت دعموص مسخ کرد. ( منتهی الارب ).