لغت نامه دهخدا
دسوم. [ دُ ] ( اِ ) در تداول زبان فارسی ج ِ دسم عربی است به معنی چربشها. ( ناظم الاطباء ). چربیها.
- لحوم و دسوم؛ گوشتها و چربشها. ( ناظم الاطباء ).
دسوم. [ دُ ] ( اِ ) در تداول زبان فارسی ج ِ دسم عربی است به معنی چربشها. ( ناظم الاطباء ). چربیها.
- لحوم و دسوم؛ گوشتها و چربشها. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مقیطیه، روستایی از توابع بخش باوی شهرستان اهواز در استان خوزستان ایران است.این روستا از روستاهای توابع بخش باوی میباشد که ساکنین آن از اهالی طایفه میاح عشیره الدسوم هستند.از ساکنین و مشاهیر عرب ساکن در این روستا شیخ مسلم دسمی شیخ عشیره دسوم میباشد.اکنون تعداد قلیلی از اهالی طایفه در این روستا زندگی میکنند.