دست گرداندن

لغت نامه دهخدا

دست گرداندن. [ دَ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) گرداندن و به دور درآوردن با دست. چرخاندن با دست. || با دست زیر و زبر کردن چنانکه برنج و گندم را پس از پاک کردن.

فرهنگ فارسی

گرداندن و به دور در آوردن با دست

جمله سازی با دست گرداندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برنامه دوم تعاونی ما عموما شامل تهیه بسته های لوازم تحصیلی و بهداشتی بود. دانش آموزان، هر یک تهیه یک بسته را که شامل حوله، صابون، مسواک، خمیر دندان، دفتر، مداد، خودکار و... بود به عهده می گرفتند. همه این مجموعه به یکی از مدارس دور افتاده برده می شد. منظور ما اجرای نقش یک سازمان خیریه نبود بلکه می خواستیم دانش آموزان ما یاد بگیرند آنچه دارند با دیگران تقسیم کنند و انتظار هیچگونه پاداشی هم نداشته باشند. البته گاه از یک روستا نامه ای همراه با گلدوزی کودکانه و کوچکی یا کاردستی ساده ای می رسید. مشاهدات این قطعات که در گنجه ای موزه مانند نگه داری می شد، لمس آنها و دست به دست گرداندن آنها برای دانش آموزان ما مفهوم خاصی داشت.

کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز