دزدین

لغت نامه دهخدا

دزدین. [دُ ] ( اِخ ) دهی است از بخش رامیان، شهرستان گرگان، واقع در 6 هزارگزی جنوب خاوری رامیان، با 350 تن سکنه. آب آن از چشمه سار و راه آن مالرو است. به این ده دزدک نیز میگویند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).

جمله سازی با دزدین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در همین حین، آلفا و نجواکنندگان دست به کار شده و با دزدین ده تن از مردم جشنواره، سر آن‌ها را بریده و روی نیزه می‌گذارند و نیزه‌ها را روی تپه‌ای قرار داده و به این صورت، مرزهای خودشان و تمدن‌ها را مشخص می‌کنند..

💡 فرزند آنها بلا را به شدت ضعیف می‌کند و به سرعت رشد می‌کند آنها نیز به خانه‌شان در لاپوش، واشینگتن بازمی‌گردند بعد از آن بخش دوم کتاب با روایت جیکوب بلک آغاز می‌شود و در آنجا جیکوب می‌رود تا از خاندان کالن‌ها به خاطر دزدین عشقش انتقام می‌گیرد اما متوجه می‌شود بلا باردار است.

مخنث یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز