لغت نامه دهخدا
درون پوش. [ دَ ] ( نف مرکب ) درون پوشنده. پوشنده درون. که درون خود بپوشاند، که افکار خویش بروز ندهد. که اندیشه های خود عادةً پنهان دارد. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
درون پوش. [ دَ ] ( نف مرکب ) درون پوشنده. پوشنده درون. که درون خود بپوشاند، که افکار خویش بروز ندهد. که اندیشه های خود عادةً پنهان دارد. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
درون پوشنده پوشنده درون که درون خود بپوشاند که افکار خویش بروز ندهد
{intine} [زیست شناسی- علوم گیاهی] بخش درونی پوشش هاگ یا دانۀ گَرده که زیر برون پوش قرار دارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الگوریتمی که پوش محدب اشیای مختلف را به دست میدهد کاربردهای وسیعی در ریاضیات و علوم کامپیوتر دارد. در هندسه محاسباتی، الگوریتمهای متعددی با پیچیدگیهای محاسباتی گوناگون برای محاسبه پوش محدب مجموعهای محدود از نقاط مطرح شدهاست. محاسبه پوش محدب به معنی ارائه نمایشی نامبهم و کارا از شکل مطلوب میباشد. پیچیدگیهای الگوریتمهای مربوطه معمولاً بر حسب n، تعداد نقاط ورودی، و h، تعداد نقاط درون پوش محدب، سنجیده میشوند.