کلمهی «دروشت» واژهای کهن در زبان فارسی است و ریشهای قدیمی دارد که در متون ادبی و تاریخی به چشم میخورد. این کلمه بهویژه در شعر فارسی کلاسیک و متون کهن، به معنای «تیر» یا «پیکان تیر» بهکار رفته است. واژه «دروشت» نهتنها به ابزار جنگی اشاره دارد، بلکه گاهی در استعارهها و تمثیلهای ادبی، نماد سرعت، دقت و اثرگذاری نیز بوده است. در «لغتفرس اسدی توسی»، یکی از منابع معتبر لغوی فارسی، همین معنا برای «دروشت» ثبت شده است. از لحاظ ساختاری، این واژه ترکیبی از صامتها و مصوتهای کهن فارسی است و نشاندهنده زبان غنی و متنوع دورههای گذشته است. کاربرد آن در شعر و نثر کلاسیک به شاعر یا نویسنده امکان میداد تا تصاویر ذهنی جنگ، شکار یا مهارت تیراندازی را به شکل هنرمندانهای منتقل کند. علاوه بر این، «دروشت» در برخی متون کهن به صورت جمع نیز آمده و اشاره به مجموعهای از تیرها دارد. با گذر زمان و ورود واژگان عربی و جدید به فارسی، این کلمه کمتر در زبان روزمره دیده میشود، اما در متون تاریخی و ادبی هنوز جایگاه خود را حفظ کرده است.
دروشت
لغت نامه دهخدا
دروشت. [ ] ( اِ ) تیر باشد. ( لغت فرس اسدی ):
ای مسلمانان زنهار ز کافر بچگان
که به دروشت بتان چگلی گشت دلم.عماره.مرحوم دهخدا در یادداشتی با علامت تردید و استفهام آن را از دروشتن به معنی درو کردن دانسته و گشت را نیز «کِشت » ضبط کرده و چنین نوشته است: این شعر را در فرهنگها برای دروشت به معنی تیر شاهد آورده اند وکشت را هم گشت ضبط کرده اند.
دروشة. [ دَرْ وَ ش َ ]( ع مص ) کار درویشان را کردن. ( از اقرب الموارد ). درویشی. تَدَروُش. ( از اقرب الموارد ): نشاء فقیراً و سلک طریق المشیخةو الدروشة فطاف البلاد و زار مرقدالشیخ عبدالقادر الکیلانی. ( خلاصةالاثر ). و رجوع به درویش و درویشی شود.
جمله سازی با دروشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 داستان کتاب از جایی شروع میشود که شخصی بهنام لوتیری برای نجات کشتی خود از غرق شدن به ناچار اعلام میکند که هر کسی که بتواند از این امر جلوگیری کند میتواند با برادرزادهٔ او ازدواج کند که دختری بهنام دروشت است. در این بین ژیلیات پیش قدم میشود. ژیلیات صیادی گوشهگیر و اهل مطالعه است که محبوبیت چندانی بین مردم شهر ندارد زیرا در خانهای زندگی میکند که همه آن را جن زده میدانند.