لغت نامه دهخدا
درواره. [ دُرْرْ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) این ترکیب در بیت ذیل از اسدی ( گرشاسب نامه ص 414 ) آمده است. واره معنی نوبت و مانند و بسیار و فصل دارد اما معنی ترکیب روشن نیست:
چهل درج پر در و یاره همه
که بد نامشان درّواره همه.
درواره. [ دُرْرْ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) این ترکیب در بیت ذیل از اسدی ( گرشاسب نامه ص 414 ) آمده است. واره معنی نوبت و مانند و بسیار و فصل دارد اما معنی ترکیب روشن نیست:
چهل درج پر در و یاره همه
که بد نامشان درّواره همه.
{gateway} [مهندسی مخابرات] 1. افزاره ای که بین شبکه های رایانه ای با پروتکل های متفاوت ارتباط برقرار می کند 2. در شبکۀ مخابراتی، افزاره یا نرم افزاری که مقصد بسته های اطلاعاتی یا پیام ها را تعیین می کند
۱. افزارهای که بین شبکههای رایانهای با پروتکلهای متفاوت ارتباط برقرار میکند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باگشودن دروارههای شهر تیمور فرمان قتلعام عمومی صادر کرد تا سه روز در شهر قیامتی برپا بود. از بس در کوچهها جسد کشتگان انداخته بود عبور ممکن نبود کودکان را جلوی پای اسبان
💡 اگر بازیکن الف به سمت دروازه شوت بزند و دروازهبان حریف با سِیوش توپ رو برگرداند یا توپ پس از برخورد به تیرک درواره برگردد و بازیکن ب این توپِ برگشتی را گل کند، یک پاس گل برای بازیکن الف ثبت میشود.
💡 او پسر سیلویو لونگ، دروارهبان سابق تیم ملی فوتبال رومانی است.