لغت نامه دهخدا
دائوا. [ ءِ ] ( اِ ) در زبان زند اوستا به معنی دیو است که اهریمن و شیطان باشد.دئوا. دئو. رجوع به دئو [ دَ ءِ وَ ] و دیو شود.
دائوا. [ ءِ ] ( اِ ) در زبان زند اوستا به معنی دیو است که اهریمن و شیطان باشد.دئوا. دئو. رجوع به دئو [ دَ ءِ وَ ] و دیو شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آغاز مهرپرستی در ایران را نمیتوان به درستی روشن ساخت ولی میدانیم که بسیار پیش از آنکه کیش زرتشتی پدید آید میترا را ستایش میکردند. کریستن سن نوشته است چنین به نظر میرسد که قبل از جداشدن دو تیره هند و ایرانی از یکدیگر تفاوتی میان دو گروه از خدایان عمدهٔ آنها بوده است. یک گروه را دائوا میخواندند و در راس آن خدای جنگجویی به نام ایندرا قرار داشت، و گروه دیگر را اسوراها «به ایرانی اهورا» میگفتهاند و بزرگترین آنها وارونا و میترا بود. پرستندگان میترا در ستایش او و خدایانی که در گرد اویند، یشتها را میسرایند و این همان سرودهایی است که نمونههایی چند از آن با اصول دینی زرتشتی تطبیق شده و در قسمت موسوم به «بخش جدید اوستا» تا امروز محفوظ مانده است.
💡 پس از جدائی ایرانیها از هندوآریاییها، ایرانیها خدایان نیک ودایی هندوآریاییها را، یعنی دوا را، دائوا یا دیو یعنی ارواح پلید دانستند و از این زمان با هندوآریاییها اختلاف عقیده پیدا کردند..