لغت نامه دهخدا
خزاعل. [ خ َ ع ِ ] ( اِخ ) نام یکی از ولایت های بغداد است. ( از قاموس الاعلام ترکی ).
خزاعل. [ خ َ ع ِ ] ( اِخ ) نام یکی از ولایت های بغداد است. ( از قاموس الاعلام ترکی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در دوران آموزشگاه شبانه، معلم ادبیات آموزشگاه شبانه خزاعلی شادروان دکتر محجوب با دیدن داستان کوتاه بلوکباشی جوان با نام گربه سفیده که محتوایش زندگی فرهنگی یک خانواده سنتی است، استعداد پژوهش را در وی کشف میکند و این دستان را در مجله پیام نوین چاپ مینماید.
💡 پس در نفس خود مى گفتم: (چه شده كه اين بدوى به اينجا آمده و چنين نشسته، چوننشستن عجمى !؟ و چه حاجت دارد در حرم ؟ و كجاستمنزل او در اين شب ؟ آيا او از شيوخ خزاعل است ؟ كه كليددار يا غير او، او را ضيافتكردند و من مطلع نشدم.)