لغت نامه دهخدا
خرد شمردن. [ خ ُ ش ِ / ش ُ م َ / م ُ دَ ] ( مص مرکب ) ناچیز گرفتن. کوچک شمردن. غَمْص. احتقار. استحقار. تحقیر. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خرد شمردن. [ خ ُ ش ِ / ش ُ م َ / م ُ دَ ] ( مص مرکب ) ناچیز گرفتن. کوچک شمردن. غَمْص. احتقار. استحقار. تحقیر. ( یادداشت بخط مؤلف ).
ناچیز گرفتن کوچک شمردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 استصغار يعنى خرد شمردن و خوار داشتن و استحقار نيز يعنى خوار داشتن، حقير پنداشتنكوچك شمردن است، و خطب يعنى كار بزرگ امر عظيم و جسيم يعنى بزرگ، تنومند،تناور، خوش اندام، يعنى نه تنها با بسم الله مى شود طى الارض نمود و يا همانندآصف عرش را از سبا حاضر نمود بلكه با قدرت كامله الهى و حكمت وسيع، حق، هر امرعظيمى، كوچك و ناچيز شمرده مى شود و هر كار بزرگى، حقير پنداشته مى شود.