لغت نامه دهخدا
خرابه شهر. [ خ َ ب َ ش َ ] ( اِخ ) ناحیتی است از انزان در مازندران. ( ازمازندران و استرآباد رابینو ترجمه فارسی ص 168 ).
خرابه شهر. [ خ َ ب َ ش َ ] ( اِخ ) ناحیتی است از انزان در مازندران. ( ازمازندران و استرآباد رابینو ترجمه فارسی ص 168 ).
💡 لوئی نهم، در ۱۲۷۰ پاریس را به قصد بندر ایگوس-مورتس واقع در جنوب فرانسه، که محل تجمع نیروها بود، ترک کرد. پس از سه ماه انتظار در ایگوس-مورتس، بندر را به سوی جزیره ساردنی ترک کردند. پس رسیدن به ساردنی و پیوستن نیروهای متحد لوئی، صلیبیون عازم تونس شدند و پساز دو ماه سفر دریایی، به سواحل قرطاجنه رسیدند و در خرابه شهر قدیمی کارتاژ مستقر شدند. در این زمان دولت حفصی که وارث خلافت موحدون بودند، در افریقیه بر سر قدرت بودند. شرایط سختی برای صلیبیون که در سواحل قرطاجنه مستقر بودند، رقم خورد. طی ماههای بعد اعلام جهاد علیه صلیبیون، شبیخونهای حفصیان و بیماری در اردوگاه صلیبیون به وجود آمد و سرانجام با مرگ لوئی در ۲۵ اوت ۱۲۷۰ بر اثر بیماری، صلیبیون در شرایط سخت، مجبور به پیشنهاد صلح به محمد المستنسر، سلطان و خلیفه حفصی، شدند که پس از چند روز قرارداد صلح میان طرفین بسته شد و شرایط میان حفصیان و دول اروپایی به شرایط پیش از جنگ بازگشت.
💡 مکانهای تاریخی بورج دیبی، مخروبه قوچ داشی به غارت رفتهاست. غارهای زیر زمینی (ماغارا یا کوول) و خرابه شهر درههای غربی سلوک با طبیعت بکر از جاهای بسیار دیدنی هشترود و سلوک هستند.