خام کردن

لغت نامه دهخدا

خام کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از محو کردن و برطرف نمودن باشد. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ). برهم زدن:
خام کن پخته ٔتدبیرها
عذرپذیرنده تقصیرها.نظامی ( ازآنندراج ).- کسی را خام کردن؛ کسی را غافل کردن. کسی را بغفلت انداختن.

فرهنگ فارسی

کنایه از محو کردن و برطرف نمودن باشد.

جمله سازی با خام کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شهریاری که به زبان عربی هم آشنا بود، در کشورهای عربی و جنبش‌های جزایر و سواحل خلیج فارس و نیز محافل ایرانیان مقیم خارج، هر چه می‌دانست به ساواک داد. او حتی سازمان امنیت عراق را هم فریفت و از این راه خدمت بزرگی به ساواک و سازمان سیا نمود. ساواک برای خام کردن بختیار و سازمان امنیت عراق یک سری عملیات نظامی جعلی هم راه انداخت و وانمود کرد که «عبدالغنی الراوی» ژنرال فراری عراق را که از مخالفان دولت عراق بود و در اختیار رژیم ایران قرار داشت، ترور کرده‌است!

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز