لغت نامه دهخدا
خالط. [ ل ِ ] ( ع ص ) آمیزنده. رجوع به خلط شود. || شیر بوی گرفته. ( مهذب السماء ).
خالط. [ ل ِ ] ( ع ص ) آمیزنده. رجوع به خلط شود. || شیر بوی گرفته. ( مهذب السماء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پيامبر عليه السلام فرمود: اسعد الناس من خالط كرام الناس. (83) سعادتمندترينمردم كسى است كه با كرام ناس و شريف ترين آنان مصاحبت و دوستى و مراوده داشتهباشد. اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: جمع خير الدنيا و الاخرة فى كتمان السر ومصادقه الاخبار. و جمع الشر فى الاذاعه و مواخاة الاشرار. (84) خير دنيا و آخرتدر دو چيز جمع مى آيد پنهان داشتن اسرار، و دوستى با اخيار است و بدبختى دنيا و آخرتدر دو چيز (عكس آن ) خلاصه مى گردد، يكى فاش نمودن اسرار، دوم رفاقت با اشرار مىباشد. على عليه السلام مى فرمايد: عليكم بالاخوان فانهم عدة فى الدنيا و الاخرة.(85) براى خود دوستانى از بين برادران دينى انتخاب كنيد، زيرا آنان ذخائر دنيا وآخرت شما هستند. و يا آن حضرت مى فرمايد: من تاءلف الناس احبوه. كسى كه در ارتباطبا مردم از در الفت و محبت وارد شود مردم او را دوست مى دارند.
💡 (قال على عليه السلام: خالف نفسك تستقم و خالط العلماء تعلم.(503) )