لغت نامه دهخدا
خاطرداشت. [ طِ ] ( مص مرکب مرخم، اِمص مرکب ) مراعات. جانبداری. طرفداری. علاقه. میل: بنا بر خاطرداشت گذاشته لشکریان هر بی اعتدالی که می کردند متعرض نمیشد. ( تاریخ گلستانه ).
خاطرداشت. [ طِ ] ( مص مرکب مرخم، اِمص مرکب ) مراعات. جانبداری. طرفداری. علاقه. میل: بنا بر خاطرداشت گذاشته لشکریان هر بی اعتدالی که می کردند متعرض نمیشد. ( تاریخ گلستانه ).
۱. جانب داری، طرف داری.
۲. مراعات.
مراعات جانبداری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ارتباط مسيحيت با بت پرستى به اندازه اى زياد است كه اگر اصولا يك هسته مسيحيتيهودى الاصل نيز در كار باشد، مسيحيت كنونى از آن بهره اندكى دارد. بايد به خاطرداشت كه پس از عيسى به ندرت به او معلم گفته شد. وى مسيح و نجات دهنده وخداوندگار مسيحيان شده بود.(49)