خاطر جمع شدن

مترادف‌ها

اطمینان یافتن، خیال راحت شدن، آسوده‌خاطر شدن

متضادها

نگران بودن، دلشوره داشتن، تردید داشتن

لغت نامه دهخدا

خاطرجمع شدن. [ طِ ج َش ُ دَ ] ( مص مرکب ) اطمینان پیدا کردن. مطمئن شدن.

فرهنگ فارسی

اطمینان پیدا کردن مطمئن شدن

جمله سازی با خاطر جمع شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يعنى با از پا در آوردن دشمن و خاطر جمع شدن از يك سنگر و يك سو، به سراغ دشمنديگر بشتابيد و از عجله و شتابزدگى كه گاهى با يك دشمن و گاهى با يك سنگر خودرا درگير كنيد و يا دشمن خود را ناديده بگيريد و رها كنيد و متوجه دشمن همرزم تانشويد، بپرهيزيد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران