خاذل

لغت نامه دهخدا

خاذل. [ ذِ ] ( ع ص ) هزیمت یافته. || آهوی ماده که از آهوان دیگر بازمانده تفقد بچه خود کند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ج، خواذل. ( اقرب الموارد ). || آنکه ترک عون و نصرت کند. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ عمید

۱. هزیمت یافته.
۲. آن که از یاری، نصرت، و اعانت دیگری خودداری کند.

جمله سازی با خاذل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفتند: نه، گفت: اين زمينى است كه در آن جگر گوشهرسول احمد و جگر گوشه حره طاهره بتول همانند مادرم را مى كشند، و در آن به خاكىسپرده شود كه خوشبوتر از مشك است چون خاكسليل شهيد است و خساك پيغمبران و پيغمبر زادگان چنين است، اين آهوان با من سخنگويند و مى گويند در اين زمين مى چرخد به اشتياق تربت نژاد با بركت و معتقدند كهدر اين زمين در امانند. سپس دست به آنها زد و آنها را بوييد و فرمود: اين پشك همان آهواناست كه چنين خوشبو است به خاك گياهش. خدايا آنها را نگهدار تا پدرش ببويد و تسلىجويد فرمود تا امروز مانده اند به طول زمان زرد شدند اين زمين كرب و بلا است وفرياد كشيد: اى پروردگار عيسى بن مريم بركت به كشندگان حسين مده و به يارىكنندگان آنان و خاذلان او. و با آن حضرت گريستم تا به رود درافتاد و مدتى از هوشرفت و به هوش ‍ آمد و آن پشك ها را در رداى خود بست و به من گفت: تو هم در ردايتبينداز و فرمود: يابن عباس هرگاه ديدى خون تازه از آنها روان شد بدان كه ابوعبداللهدر آن زمين كشته شده و دفن شده.

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز