لغت نامه دهخدا
( آمر باحکام ا ) آمر باحکام ا. [ م ِ رُ ب ِ اَ مِل ْ لاه ] ( اِخ ) لقب ابوعلی منصور، از خلفای فاطمی مصر. در سال 495 هَ.ق. به پنجسالگی او را بخلافت برداشتند و در سنه 524 بقتل رسید.
( آمر باحکام ا ) آمر باحکام ا. [ م ِ رُ ب ِ اَ مِل ْ لاه ] ( اِخ ) لقب ابوعلی منصور، از خلفای فاطمی مصر. در سال 495 هَ.ق. به پنجسالگی او را بخلافت برداشتند و در سنه 524 بقتل رسید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر گشت راضی باحکام ایزد و گر سر نتابد ز دین پیمبر
💡 ابوعبداللّه خفیف گوید یقین بینا شدن سِرّ بود باحکام غیبت.
💡 هدایت چو کردی بحق فیض را باحکام شرعش قیادی بده