حصاصه

لغت نامه دهخدا

( حصاصة ) حصاصة. [ ح َ ص َ ] ( ع اِ ) آنچه باقی ماند بعد درودن انگور.
حصاصة. [ ح َص ْ صا ص َ ] ( اِخ ) نام دهی است به سواد، نزدیک قصر ابن هبیرة از اعمال کوفه. ( معجم البلدان ).

جمله سازی با حصاصه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كوفه، شرق حصاصه، (237)تكريب، (238) دير اعور، (239) لبا، (240)كحيل، (241)حجينه، (242) موصل، (243) تصيبين، (244) عين الورد، (245)قنسرين، (246) معرة النعنان، (247) كفر طاب، (248) حماة، (249) حمص،(250) بعلمبك، (251) صومعه راهب، (252) شام. (253)

💡 237- حصاصه، به فتح و تشديد دوم از روستاهاى عراق و در نزديكى قصر ابى هبيره قرار دراد

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز