حسن عراقی

لغت نامه دهخدا

حسن عراقی. [ ح َس َ ن ِ ع ِ ] ( اِخ ) ابن محمدبن علی، مکنی به ابوعلی حلبی. شاعر. درگذشته 803 هَ. ق. او راست: الدرالنفیس و جز آن که در هدیةالعارفین ( ج 1 ص 287 ) آمده است.

فرهنگ فارسی

ابن محمد بن علی شاعر اوراست نادرالنفیس

جمله سازی با حسن عراقی

💡 در خلال دهه ۱۹۰۰ میلادی کمپانی فرش زیگلر (به انگلیسی: Ziegler Rugs) در این منطقه بسیار فعال بود و اقدام به تولید قالی اراک، قالی فراهان و قالی ساروق می‌کرد که سود هنگفتی نصیبش می‌شد، محسن عراقی به موجب شکایت روستائیان نظام‌آباد و ابراهیم‌آباد از دستمزد پایینی پرداختی توسط کمپانی، دستور عدم همکاری اهالی منطقه با شرکت را می‌دهد. با اطلاع سفارت بریتانیا از این اقدام، این سفارتخانه نامه‌ای اعتراضی به وزارت امور خارجه ایران می‌نویسد و نسبت به ادامه چنین رفتاری از جانب وی که می‌تواند به روابط دوستانه دو کشور آسیب بزند، هشدار می‌دهد و تهدید می‌کند در صورتی که حکومت مرکزی اقدام به نفی بلد (تبعید) محسن عراقی ننماید، این سفارتخانه موضوع را به دربار بریتانیا گزارش خواهد کرد. هم‌زمان با این نامهٔ اعتراضی، حسن تقی‌زاده نیز در مجلس شورای ملی اقدام به سخنرانی در این خصوص می‌کند و درخواست تبعید وی به طهران را مطرح می‌کند. در نهایت این اقدامات منجر به تبعید وی به طهران در خلال سال‌های ۱۳۱۸ تا ۱۳۲۴ هجری قمری می‌شود. در نهایت در پی صدور فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین‌شاه و خواسته‌های علماء و مردم، دوره نفی بلد حسن عراقی در سال ۱۳۲۴ هجری قمری به پایان می‌رسد و به وی اجازه بازگشت به اراک داده می‌شود.

عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز