حسرت بردن

لغت نامه دهخدا

حسرت بردن. [ ح َ رَ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) تحسر. حسرت کشیدن. تمنا کردن. ( مجموعه مترادفات ص 123 ):
بلکه زان مستان که چون می میخورند
عقلهای پخته حسرت می برند.مولوی.که همچون پدر خواهد این سفله مرد
که نعمت رها کرد و حسرت ببرد.سعدی.تأثیر خفته است بخاک درت شبی
حسرت کجا به بستر شبخواب میبرد.محسن تأثیر( از آنندراج ).به تلخی مردنست و هر سر مو حسرتی بردن
که اسباب خلاصی در گرفتاران شود پیدا.واله هروی ( از آنندراج ).به شب نشینی زندانیان برم حسرت
که نقل مجلسشان حلقه های زنجیر است.( از اشعار دوران انقلاب مشروطه ).

فرهنگ فارسی

حسرت کشیدن تمنا کردن

جمله سازی با حسرت بردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این راحت‌ترین صعود ایران به جام جهانی بود و اولین دوره ای که ایران دو دوره متوالی به جام جهانی صعود می کرد.ایران در بازی نهم خود در سئول مقابل کره جنوبی قرار گرفت در شرایطی که کره ای‌ ها از مدت‌ها قبل برنامه‌ریزی برای شکست دادن ایران انجام داده بودنند تا ناکامی ۷ساله خود مقابل ایران را پایان دهند اما بازهم در شرایطی که ایران از دقیقه ۵۰ با اخراج سعید عزت الهی ده نفره شده بود بازی با نتیجه بدون گل به پایان رسید تا کره همچنان در حسرت بردن ایران باشد..

عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز