لغت نامه دهخدا
( حافظالصحة ) حافظالصحة. [ ف ِ ظُص ْ ص ِح ْ ح َ ] ( ع ص مرکب ) نگهبان سلامت. || طبیب حافظالصحة؛ قسمی از اطباء بدین نام بودند که مواجب دیوانی و مأموریت در شهرها داشتند.
( حافظالصحة ) حافظالصحة. [ ف ِ ظُص ْ ص ِح ْ ح َ ] ( ع ص مرکب ) نگهبان سلامت. || طبیب حافظالصحة؛ قسمی از اطباء بدین نام بودند که مواجب دیوانی و مأموریت در شهرها داشتند.
( اسم ) نگهبان سلامت. یا طبیب حافظ الصحه. قسمتی از اطبائ بدین نام بودند که مواجب دیوانی و ماموریت درشهرها داشتند: (( ازین انجمن ( حفظالصحه ) طبیبان ممتحن بهر شهر و ایالت باسمت حافظ الصحه مبعوث شدند. ) )
نگهبان سلامت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دكتر حافظ الصحه را به بالين وى آورديم. پس از معاينه نسخه اى نوشت و به دستما داد و حركت كرد. بيرون اطاق، در حال بدرقه، به من اظهار كردحال اين بچه بسيار بد است و اميد بهبودى در باب او نمى رود، من نخواستم نزد خانمشما حرفى زده باشم. همسرم از اطاق ديگر حرف دكتر را شنيد، بى درنگ چادر بر سركرده و گفت: اكنون مى روم و كار را درست مى كنم !
💡 بنا به خواهش میرزا علی خان (سالار فاتح) وی را به منزل میرزا علی قلی حافظ الصحه حاکم آنجا وارد کردند.