حاسوس

لغت نامه دهخدا

حاسوس. ( ع اِ ) جاسوس و بعضی گفته اند با مهمله جاسوس است در خیرو نیکی و با معجمه در شرو بدی. || ( ص ) مرد بدیُمن. ( منتهی الارب ). || قحطسال سخت.

فرهنگ فارسی

مرد بدیمن سال قحط جاسوس

جمله سازی با حاسوس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او بود که همسرش نیکلای اسکوبلین را تشویق کرد تا به‌عنوان حاسوس برای کمیساریای خلق در امور داخلی و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی کار کند.

برخط یعنی چه؟
برخط یعنی چه؟
مأوا یعنی چه؟
مأوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز