جواسیس

لغت نامه دهخدا

جواسیس. [ ج َ ] ( ع اِ ) ج ِ جاسوس. ( منتهی الارب ). جستجوکننده خبر برای بدی. ( آنندراج ). رجوع به جاسوس شود.

فرهنگ عمید

=جاسوس

فرهنگ فارسی

جمع جاسوس
( اسم ) جمع جاسوس

جمله سازی با جواسیس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حاجتش ناید به فعل و قول خوب احذروهم هم جواسیس القلوب

💡 در نوبت شاهیش، ز ایران بولایات غیر از خبر فتح نبردند جواسیس

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز