جیگاره

لغت نامه دهخدا

جیگاره. [ رَ / رِ ] ( اِ ) سیگار.

فرهنگ فارسی

سیکار

جمله سازی با جیگاره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به گفته سید محمدعلی شوشتری نماینده گرگان در مجلس شورای ملی که خود در آغاز در سلک روحانیت بود، لطفی در دوران مشروطیت که میان سید محمدکاظم یزدی و آخوند خراسانی اختلاف بوده، در نجف درس می‌خوانده و «با یک آخوند روضه‌خوان در نجف اشرف توی صحن علی مرتضی، یک ظرف آتش جیگاره درست کرد... همه می‌دانند آتش سیگار خیلی می‌سوزاند ولی آتش جیگاره که توتون برگ است در سوزندگی اثرش بیشتر است این لطفی یک ظرف آتش جیقاره پر کرد. وقتی که سید در سجده بود ریخت توی گردنش که مرحوم سید نمازش را نشکست که فردا عرب‌ها می‌خواستند این دو نفر را بکشند آنها فراراً از بیراهه آمدند ایران … پنجاه روز آیت‌الله در بستر ماند».

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز