جنزه
مترادفها
جنازه، جسد، میت، مرده
لغت نامه دهخدا
جنزه. [ ج َ زَ ] ( اِخ ) معرب گنجه. شهری است کلان از مضافات اران. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). این شهر میان شروان و آذربایجان واقع شده و عامه آنرا گنجه نامند. گروهی از دانشمندان از آن برخاسته اند. ( از معجم البلدان ) ( مراصد ). و رجوع به مرآت البلدان ج 4 ص 271 شود.
جنزه. [ ج َ زَ ] ( اِخ ) دهی است به اصفهان. ( منتهی الارب ) ( معجم البلدان ) ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با جنزه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ابن حوقل با ارائهٔ تصویر جداگانه از سه ناحیهٔ ارمینیه، آذربایجان و اران در اثر خود، رود ارس را مرز میان آذربایجان و اران دانسته است. او شهرهای برذعه، جنزه، شمکور، شماخیه، شروان، شابران، قبله و شکی را از سرزمین اران و شهرهای اردبیل، داخرقان، تبریز، سلماس، خوی، برکری، ارومیه، مراغه، اشنه، میانج، مرند، برزند را جزء آذربایجان معرفی کرده است.
💡 در گزارشهای تاریخی مربوط به دوران باستان، توصیفاتی بسیار تکاندهنده از وضعیت جنزه سربازان در میدانهای نبرد خونین و بیرحمانه وجود دارد که تکاندهنده است.
💡 تیمهای امدادی پس از وقوع زلزله بزرگ، تلاش بسیار زیادی انجام دادند تا جنزه قربانیان را از زیر آوارهای سنگین ساختمانهای فروریخته و ویران شده پیدا کنند.
💡 در برخی از متون مذهبی و قدیمی، کلمه جنزه برای اشاره به پیکرهای بیجان انسانها در شرایط بسیار دشوار و در محیطهای جنگی به کار میرود.