جنب جوش

لغت نامه دهخدا

جنب جوش. [ جُمْب ْ ] ( اِ مرکب ) جنب و جوش. رجوع به جنب و جوش شود.

فرهنگ فارسی

جنب و جوش

جمله سازی با جنب جوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رسانش: وقتی یک سر میله فلزی را روی آتش می‌گذاریم، گرما موجب جنب و جوش اتم‌های آن قسمت می‌شود و بر اثر برخورد اتم‌های پر جنب جوش با اتم‌های مجاور، انرژی جنبشی انتقال می‌یابد و گرما به سر دیگر میله منتقل می‌شود. بعضی از مواد مانند فلزات رسانش گرمایی خوبی دارند. به این مواد رسانای گرمایی می‌گویند. و بعضی رسانش گرمایی خوبی ندارند. و به این مواد نارسانا یا عایق گرمایی می‌گویند.((اکثر فلزات رسانای گرمایی هستند؛اما نافلزات مانند پلاستیک(به انگلیسی:Plastic) نارسانای گرمایی هستند.

💡 روز به شعاع پرتو خورشيد طلايى رنگ آغاز مى شود، عروس آسمان پر مهر ودل انگيز بر پلك مشرق مى نشيند، دوباره نبض زندگى در خانه ها مى تپد و كوچه ها ازهمهمه رهگذران اكنده مى شود، همه جا نقل مجلس سوداگران سفر قريب الوقوع كاروانتجارتى مشرق مى نشيند، جنب جوش عجيبى در بازار موج مى زند و اسبان و اشترانباركش دست به دست مى گردند خديجه به دنبال امين قريش مى فرستد، محمد (ص )دعوتش را اجابت مى كند و انك اين خديجه است كه باكمال ادب سخن مى گويد:

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز