جنائز

مترادف‌ها

جنازه‌ها، اجساد

لغت نامه دهخدا

جنائز. [ ج َ ءِ ] ( ع اِ ) جنایز. ج ِ جنازه.( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به جنازه شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع جنازه

جمله سازی با جنائز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 لا تقدموا سفهائكم فى صلوتكم و لا على جنائز كم. فانهم و فدكم الى ربكم.

💡 171-  كافى، ج 3، كتاب جنائز، ص 235و 236 و 237.

💡 در بسیاری از فرهنگ‌های سنتی، مراسم برگزاری جنائز با تشریفات خاصی همراه است که هدف آن تجلیل از خاطرات خوب فرد درگذشته است.

💡 حضور پررنگ و پرشمار مردم در جنائز آن شخصیت برجسته، نشان‌دهنده میزان احترام و تأثیری بود که او بر جامعه گذاشته بود.

💡 اخبار مربوط به برگزاری جنائز مقامات سیاسی معمولاً با دقت زیادی در رسانه‌ها منتشر می‌شود تا مردم از زمان مراسم باخبر شوند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران