جلابه

مترادف‌ها

جامه، لباس، پوشش

متضادها

سادگی، تواضع

لغت نامه دهخدا

جلابه. [ ج َل ْ لا ب َ ] ( ع ص، اِ ) مؤنث جلاب. ( ازاقرب الموارد ). رجوع به جلاب شود. || زن بسیارفریاد بیهده گوی بدخوی. ( منتهی الارب ). رجوع به جلبانه شود.

فرهنگ فارسی

مونث جلاب یا زن بسیار فریاد بیهده گوی بدخوی.

جمله سازی با جلابه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در مناطق شمال شرقی آفریقا، به خصوص در مصر، سبک‌های پوشش سنتی زنان تحت تأثیر فرهنگ‌های خاورمیانه قرار گرفته است؛ جلابیه گلدوزی شده ساده، می‌تواند نمونه خوبی از آن باشد، که به‌طور مشابه در کشورهای حاشیه خلیج فارس برای پوشش از آن استفاده می‌کنند. جلابه (در مناطق شمال غربی آفریقا آن را می‌پوشند)، ویژگی‌های مشابه ای با بوبو، داشیکی و خفتان سنگالی دارد. حال آنکه زنان در نیجریه، سربند می‌پوشند.

💡 در روزهای عید، صدای موسیقی و جلابه‌ی جمعیت در خیابان‌های اصلی شهر، شور و هیجان خاصی را به فضای عمومی شهر می‌بخشد.

💡 او همیشه سعی می‌کرد با جلابه و سر و صدای زیاد وارد اتاق شود تا توجه همه حاضران را به حضور خود معطوف کند.

💡 آن مراسم بزرگ با تمام جلابه و جلال خود، باعث شد تا تمام اهالی روستا برای تماشای آن جشن باشکوه در میدان جمع شوند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران