جروه

جروه

این کلمه واژه‌ای عربی و کهن است که در متون لغوی و ادبی معانی گوناگونی دارد و هر یک از این معانی در فضای خاصی از زبان و فرهنگ عربی و فارسی قدیم به کار رفته است. یکی از مهم‌ترین معانی آن، «شتر ماده کوتاه‌قد» یا ناقه‌ای است که جثه‌ای کوچک و کوتاه دارد و این معنا بیشتر در توصیف حیوانات و ویژگی‌های ظاهری آن‌ها استفاده می‌شده است. در برخی منابع، «جروه» مؤنث واژه «جِرو» دانسته شده و به همین دلیل برای اشاره به شتر ماده کوچک یا کوتاه به کار رفته است. معنای دیگر این واژه «نفس»، «روحیه» یا حالت درونی انسان است و در تعبیرهای ادبی و کنایی دیده می‌شود؛ برای نمونه وقتی گفته می‌شود کسی «جروه خود را بر کاری زد»، منظور این است که خود را برای آن کار آماده کرد، بر آن صبر نمود و با اراده و تحمل به انجام آن پرداخت. همچنین در برخی تعبیرها، این کلمه به معنای آرامش یافتن دل و رضایت خاطر آمده است، یعنی حالتی که انسان از چیزی خشنود و آسوده شود. در کاربردی دیگر، این واژه به معنای «ذره»، «ریزه» یا بخش کوچکی از هر چیز نیز استعمال شده و برای اشاره به جزء ناچیز یا اندکی از یک شیء به کار می‌رفته است. این معنا نشان می‌دهد که واژه «جروه» علاوه بر مفاهیم مربوط به جان و حیوان، کاربردی در توصیف اندازه و مقدار نیز داشته است. در برخی منابع تاریخی و ادبی، «جروه» نام خاص نیز به شمار آمده و حتی نام دو اسب ذکر شده است که یکی از آن‌ها اسب شداد بن معاویه بوده و در اشعار عربی از آن یاد شده است. کاربرد این واژه برای نام اسب، نشان‌دهنده ارزش و اهمیت حیوانات جنگی و سواری در فرهنگ عربی قدیم است؛ زیرا بسیاری از اسب‌های مشهور نام‌های ویژه و شناخته‌شده داشتند. در مجموع، این کلمه واژه‌ای چندمعنایی و کهن است که در متون تاریخی و ادبی حضور داشته و نشان‌دهنده گستردگی و ظرافت واژگان در زبان‌های قدیم است.

لغت نامه دهخدا

( جروة ) جروة. [ ج ِرْ وَ ] ( ع ص، اِ ) ناقه کوتاه. ( منتهی الارب ). تأنیث جِرو به معنی ناقه کوتاه. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). || نفس. ( از متن اللغة ) ( از منتهی الارب ). یقال: ضرب علی کذا جروته؛ ای وطن نفسه و صبر علیه. ( منتهی الارب ) ( از متن اللغة ) ( ناظم الاطباء ). و یقال: ضوب عنه جروته؛ ای طاب عنه نفساً. ( از متن اللغة ) ( منتهی الارب ). و القی جروته علی الامر؛ وقتی گویند که بر کاری صبر نماید یا بر آن مستولی گردد. ( منتهی الارب ). || تأنیث جَرو، جُرو، جِرو؛ ریزه ای از هر چیز. ( از متن اللغة ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به جرو شود. || یکی از جَرو، جُرو، جِرو؛ ریزه از هر چیز. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). رجوع به جرو شود.
جروة. [ ج ِرْ وَ ] ( اِخ ) تلفظترکی ژروه. رجوع به ژوره و قاموس الاعلام ترکی شود.
جروة. [ ج ِرْ وَ ] ( اِخ ) نام دو اسب است. ( منتهی الارب ). نام اسب شدادبن معاویه عیسی معروف بفارس جروة است و در حق جروة ( اسب خود ) ابیات زیر را سروده است:
و من یک سائلا عنی فانی
و جروة کالشحا تحت الورید
اقوتها بقوتی ان شترنا
والحفها ردائی فی الجلید.( از عقدالفرید ج 6 ص 22 ).

پژواک یعنی چه؟
پژواک یعنی چه؟
آب‌پخش یعنی چه؟
آب‌پخش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز