جحره

لغت نامه دهخدا

( جحرة ) جحرة. [ ج َ رَ / ج َ ح َ رَ ] ( ع اِمص ) تنگی. || ( اِ ) سال سخت بی باران. ( منتهی الارب ). السنة المجدیة. ( المنجد ).

فرهنگ فارسی

تنگی یا سال سخت بی باران

جمله سازی با جحره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او همچنان به مطالعه و نوشتن ادامه مى داد تا ساعت يازده بعدازظهر (بساعت غروب كوكقديم ) آنگاه به مسجد مى آمد و تا رسيدن وقت مغرب از كتاب خود مصباح الفقيه درسفقه مى گفت. به هنگام مغرب نماز را امامت مى كرد و بعد از نماز به حرم مطّهر مشرّف مىشد و زيارت مى كرد و نماز مى خواند و دعا مى كرد و گاهى به جحره اى كه مدفن مرحومسيد جواد عاملى (صاحب مفتاح الكرامة ) است مى رفت و بعد از مدّتى توقف به خانه اش مىرفت و گاهى هم بعد از زيارت مستقيما به خانه اش مى رفت و به مطالعهمشغول مى شد و... بعد از نماز صبح چنانچه فرصتى براى مطالعه و كتابت مى ديد بهمطالعه و كتابت مشغول مى شد تا طلوع آفتاب، آنگاه به مسجد مى آمد و...(72)

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز