لغت نامه دهخدا
جاورسان. [ وِ ] ( اِخ ) قریه ای است به ری. ( منتهی الارب ).
جاورسان. [ وَ ] ( اِخ ) قریه یا محله ای است به همدان. ( معجم البلدان ) ( مراصدالاطلاع ). و رجوع به مرآت البلدان ج 4 شود.
جاورسان. [ وِ ] ( اِخ ) قریه ای است به ری. ( منتهی الارب ).
جاورسان. [ وَ ] ( اِخ ) قریه یا محله ای است به همدان. ( معجم البلدان ) ( مراصدالاطلاع ). و رجوع به مرآت البلدان ج 4 شود.
قریه ای به همدان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گروههاى اجتماعى نامبرده، ذريه شيطان اند، اما نه ذريه جسمى و زيستى بلكه اولادفرهنگى او كه در مقام راهنمايى و اطلاع رسانى به كهانت اواضلال همت گماشته در مقام سرپرستى و حكومت به سلطه گرى سياسى پرداخته در مقاماقتصادى به اعمال سلطه مالكان دست زده اند تا توده هاى نادان و منحط جاورسان و دونجانور را اسير خود ساخته دهانه زده به خدمت ارضاى مطامع پليدشان درآوردند. توده هاىگمراهى كه خداوند متعال بشدت هشدارشان ميدهد كه... اءفتخذونه و ذريته اولياء مندونى و هم لكم عدو؟ بئس للظالمين بدلا(113) و آن هنگام كه فرشتگان را گفتيم آدمرا سجده بريد تا سجده بردند جز ابليس كه از ننامرئيان بود و از امر پروردگارشبدر شد. آيا با وجود اين او و ذريه اش را به جاى من حاكم و سرپرست خويش مى گيريدحال آنكه آنان دشمن شما هستند؟ اين بيجا گرفتن براى ستمكاران بر خويشتن چه بد وشوم است.