لغت نامه دهخدا
( تکلفة ) تکلفة. [ ت َ ل ِ ف َ ] ( ع اِ ) مشقت و دشواری. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). مشقت. ج، تکالیف. ( اقرب الموارد ): حملت الشی تکلفة؛ یعنی بمشقت و دشواری داشتم آنرا. ( منتهی الارب ).
( تکلفة ) تکلفة. [ ت َ ل ِ ف َ ] ( ع اِ ) مشقت و دشواری. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). مشقت. ج، تکالیف. ( اقرب الموارد ): حملت الشی تکلفة؛ یعنی بمشقت و دشواری داشتم آنرا. ( منتهی الارب ).
رنج وسختی، مشقت، تکالیف جمع
مشقت و دشواری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زکریای قزوینی در سدهٔ هفتم هجری و در کتاب آثارالبلاد و اخبارالعباد، آذربایجان را سرزمینی پهناور بین اران و کوهستان میداند و میگوید شهرها، روستاها، کوهها و رودخانهها در آن سرزمین بسیار است. حمدالله مستوفی نیز در همین سده از ۹ تومان بلاد اداری آذربایجان در دوران ایلخانان اینگونه یاد میکند: «بلاد آذربایجان ۹ تومان است، بیست و هفت شهر دارد در بیشتر مناطق این مملکت هوا سرد و در بعضی مناطق ملایم است، حدودش با ایالت عراق عجم، موغان، گرجستان، ارمن و کردستان پیوسته، طولش از باکو تا خلخال ۹۵ فرسخ، عرضش از بجروان تاسیپان ۵۵ فرسخ میباشد. یکم تومان تبریز (شامل تبریز، اوجان و طسوج)، دوم تومان اردبیل (شامل اردبیل و خلخال)، سوم تومان پیشگین (شامل پیشگین، خیاو اوناد، ارجاق، اهر، تکلفه و کلئبر)، چهارم تومان خوی (شامل خوی، سلماس، ارومیه و اشنویه)، پنجم تومان مراغه (شامل مراغه، دهخوارقان و نیلان)، هفتم تومان مرند (شامل مرند، دزمار، زنگیان، ریوز و گرکر)، هشتم تومان نخجوان (شامل نخجوان، اردوباد، آزاد و ماکویه).». در کتاب بستانالسیاحه نوشتهٔ زینالعابدین شیروانی حدود آذربایجان چنین آمده است: " … محدود است از طرف شمال به ولایت موغان و شیروان و جبال البرز و از سمت جنوب به عراق عجم و کردستان و از جانب مشرق به دیار خلخال و گیلان و طالش و دیلم و از جانب مغرب به بلاد ارمن و گرجستان. "