توضح
لغت نامه دهخدا
توضح. [ ت َ وَض ْ ض ُ ] ( ع مص ) بجای آوردن و هویدا شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). هویدا شدن. ( دهار ). واضح و روشن و آشکار شدن. ( از اقرب الموارد ). پیدا و آشکار گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
به جای آوردن و هویدا شدن هویدا شدن.
جمله سازی با توضح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در صورتی که نیاز به ایجاد دنبالهایی از اعداد باشد میتوان با فرم توضح داده شده آن را ایجاد نمود.
💡 قال على عليه السلام: فى تقلّب الاحوال علم جواهرالرجال و الايّام توضح لك السرائر الكامنة. بحار / 77 / 286