توشه گرفتن
مترادفها
ذخیره کردن، اندوختن، انبار کردن
متضادها
بخشیدن، خرج کردن
لغت نامه دهخدا
توشه گرفتن. [ ش َ / ش ِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) زاد راه گرفتن. غذا و خوراکی گرفتن:
بی جگر خوردن نگردد قطع صائب راه عشق
توشه این راه از لخت جگر باید گرفت.صائب ( از آنندراج ).در سراغ کوی او از کعبه خواهم همتی
از برای راه باید توشه در منزل گرفت.سلیم ( ایضاً ).
فرهنگ فارسی
غذا و خوراکی گرفتن.
جمله سازی با توشه گرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (27) سخن آن حضرت در توشه گرفتن براى روز قيامت