واژه «تَوَدُّس» در لغتنامههای عربی به معنای چراندن و رها کردن دام در گیاه «وداس» به کار رفته است و بیشتر در متون قدیمی کشاورزی و دامداری دیده میشود. این واژه یک فعل است و به عملی اشاره دارد که در آن حیوانات برای چرا در زمینهایی که پوشیده از گیاهان جوان هستند رها میشوند. گیاه «وداس» خود به گیاهی گفته میشود که سطح زمین را به طور کامل پوشانده اما هنوز به صورت کامل رشد نکرده و شاخهدار نشده است. در چنین حالتی، این پوشش گیاهی نرم و تازه برای چراگاه دامها مناسب دانسته میشده است. بنابراین «تودس» در اصل به نوعی بهرهبرداری از مرتع طبیعی اشاره دارد که در آن دامها از این پوشش گیاهی تغذیه میکنند. این واژه در متون کهن بیشتر در کنار اصطلاحات مربوط به گیاهشناسی و دامپروری به کار رفته است. از نظر معنایی، «تودس» رابطه مستقیم با طبیعت، گیاه و چرای حیوانات در محیطهای طبیعی دارد. کاربرد آن نشاندهنده دقت زبان عربی قدیم در نامگذاری مراحل رشد گیاهان و شیوههای بهرهبرداری از آنهاست. امروزه این واژه کاربرد رایج ندارد و بیشتر در منابع لغوی و متون قدیمی یافت میشود. به طور کلی، «تودس» به معنای چراندن دام در زمینهای پوشیده از گیاهان تازه و کوتاه است که هنوز به مرحله رشد کامل نرسیدهاند.
تودس
لغت نامه دهخدا
تودس. [ ت َ وَدْ دُ ] ( ع مص ) چرانیدن ستور در گیاه وداس. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به وداس شود.
جمله سازی با تودس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 علاوه بر هایدگر، پدیدارشناسان وجودی دیگر عبارت بودند از: ماکس شلر، ویلهلموس لویپن، هانا آرنت، کارل یاسپرس، امانوئل لویناس، گابریل مارسل، ژان پل سارتر، سیمون دوبووار، ادیت اشتاین، انزو پاسی مرلو-پونتی، و ساموئل تودس. بسیاری از تصورات این پدیدارشناسان از خود و خودآگاهی بر اساس انتقاد یا پاسخ به دیدگاههای اولیه ادموند هوسرل ساخته شدهاست.