تنگ روی

لغت نامه دهخدا

تنگ روی. [ ت َ ] ( ص مرکب ) کسی که به اندک مبالغه از شرم سخن قبول کند. ( فرهنگ رشیدی ). کنایه از شخصی است که به اندک مبالغه مطلب بزرگی را قبول کند. ( برهان ). کسی که بدون ابرام درخواست کسی را قبول نماید. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تنک روی شود. || کنایه از بخیل و ممسک و ترشرو باشد. ( انجمن آرا ):
بنالید درویشی از ضعف حال
بر تنگ رویی خداوند مال.سعدی ( از انجمن آرا ).|| باریک چهره. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با تنگ روی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ۵. درپه:به جای شلوار پوشیده می‌شود و با دهانه‌ای تنگ روی مچ پای آ ن‌ها قرار می‌گیرد ولی پوشش ساق‌های آن بسیار گشاد می‌باشد.

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز