لغت نامه دهخدا
تلونات. [ ت َ ل َوْ وُ ] ( ع اِ ) تغییرات و بی قراریها و ناپایداریها. ( ناظم الاطباء ). ج ِ تلون. رجوع به تلون و دیگر ترکیبهای آن شود.
تلونات. [ ت َ ل َوْ وُ ] ( ع اِ ) تغییرات و بی قراریها و ناپایداریها. ( ناظم الاطباء ). ج ِ تلون. رجوع به تلون و دیگر ترکیبهای آن شود.
( مصدر اسم ) جمع تلون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و مـرتـبـه ديـگـر صـبـر مـع الله اسـت. و آن راجـع بـهاهـل حـضـور و مـشـاهـده جـمـال اسـت در وقـت خـروج از جـلبـات بـشـريـت، و تـجرد از ملابسافعال و صفات، و متجلى شدن قلب به تجليات اسماء و صفات، و توارد واردات انس وهيبت، و حفظ نفس از تلونات و غيبت از مقام انس و شهود.