تسالیون

لغت نامه دهخدا

تسالیون. [ ت ِ ی ُ ] ( اِخ ) یکی از محارم تِن پادشاه صیدا بود که به رسالت نزد اردشیر سوم رفت و آمادگی پادشاه صیدا را به انقیاد و همکاری با اردشیر اعلام داشت. رجوع به ایران باستان ج 2 ص 1169 - 1171 شود.

جمله سازی با تسالیون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بعد تسالیون از شاه درخواست کرد که موافق عادات پارسی دست راست خود را به علامت عهد و پیمان به او، که نماینده تن است، بدهد.

💡 هنگامیکه او را بقتل‌گاه می‌بردند، تسالیون فریاد کرد: «شاها بکن هر آنچه خواهی، ولی «تن» که می‌تواند تمام تعهدات خود را اجرا کند، هیچکدام از مواعد خود را انجام نخواهد داد، مگر اینکه تو به او قول شرف بدهی.» از شنیدن این سخن اردشیر بخود آمده گفت از او دست باز دارند و تسالیون را خواسته دست راست خود را به او داد.

زغلول یعنی چه؟
زغلول یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز