تتالی

لغت نامه دهخدا

تتالی. [ ت َ ] ( ع مص )در پی یکدیگر شدن امور. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || آمدن سواران پی در پی. ( از ناظم الاطباء ): جأت الخیل تتالیاً؛ ای متتابعة. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

در پی یکدیگر شدن امور یا آمدن سواران پی در پی.

جمله سازی با تتالی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مقاله سوم در اموری است برای طبیعیات که از جهتی دارای کم می‌باشند. این مقاله، در چهارده فصل بیان گردیده که در فصل اول آن کیفیت بحث در این مقاله را توضیح داده است. شیخ الرئیس طبیعیات را به اجسام و احوال اجسام تقسیم می‌کند و حرکت و زمان را از احوال اجسام می‌داند و دربارهٔ ابتدا و انتها داشتن شان بحث می‌نماید. تتالی، تماس، تشافع، تلاحق، اتصال، وسط، طرف، با هم بودن و تنها بودن، مواردی هستند که بو علی قبل از ورود به بحث تناهی اجسام، به تعریف و توضیح آن‌ها پرداخته است تا برای چنین بحث حائز اهمیتی، شناخت لازم از احوال اجسام برای مخاطب ایجاد شده باشد. حالت اجسام به هنگام انقسام، مسافت‌ها و حرکت‌ها و زمان‌ها و هم چنین بحث از متناهی و نامتناهی بودن اجسام و… مباحث دیگری است که یکی پس از دیگری مورد بحث واقع گردیده‌اند. ابن سینا اجسام متناهی را از جهت اثرگذاری و تأثیرپذیری مورد بررسی قرار داده و تنها متقدم بر حرکت و زمان را ذات باری تعالی می‌داند. جهات اجسام و جهات حرکاتشان، از دیگر مطالب مهم این مقاله است. مؤلف، جهات را از لواحق اجسام به حسب کمیت می‌داند و جهات شش‌گانه را تشریح می‌نماید. بررسی مستقیم بودن جهت حرکت اجسام، آخرین فصل مقاله سوم می‌باشد.[پاورقی ۱۲]

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز