فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه روی تابلو چیز نویسد تابلو ساز.
( صفت ) آنکه روی تابلو چیز نویسد تابلو ساز.
{sign writer, sign painter} [سینما و تلویزیون] عضوی از گروه طراحی صحنه که مسئول خطاطی و طراحی تابلوهایی است که در فیلم نشان داده می شود
عضوی از گروه طراحی صحنه که مسئول خطاطی و طراحی تابلوهایی است که در فیلم نشان داده میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 محمد علی در لویی ویل دوران کودکی خود را سپری کرد. پدرش تابلونویس بود.
💡 دورهٔ دبیرستان را در دبیرستان امیرکبیر لنگرود ثبت نام کرد و پس از مدتی با یک تابلونویس به نام «خوشنشین» آشنا شد که مغازهای برای این کار داشت و ذوقی در نقاشی. دوستی با او حاجیزاده را با نقاشی بیشتر آشنا کرد. او که به نقاشی علاقهمند شده بود شروع کرد به تابلونویسی برای مغازهها و در این تابلوسازیها نقاشیهایی مرتبط با شغل مغازهداران هم میکشید. گاهی نیز کپی یا نقاشی مناظر اطراف را میکشید و از اینکه او را به عنوان نقاش میشناختند خوشحال بود. تا وقتی که ساکن لنگرود بود این مغازه را او اداره میکرد. معلمانش نیز به او بیشتر احترام میگذاشتند زیرا در آن دوران درآمد یک تابلونویسی حاجیزاده با حقوق ماهانهٔ معلمان مدرسه برابر بود.