بیداره
لغت نامه دهخدا
بیداره. [ رَ / رِ ] ( ص ) ترسو و جبان. || آشفته شده از عشق. || ( اِ ) بیذاره. فریب و مکر و حیله. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
ترسو و جبان ٠ یا آشفته شده از عشق ٠ فریب و مکر و حیله ٠
جمله سازی با بیداره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برای تو میخونم شب، واسه خاطر اونی که شب بیداره
💡 کدیم چهار بیداره برار بهیرم خدا شهمیرزادی بیمه