برکجار

لغت نامه دهخدا

برکجار. [ ] ( اِخ ) ابن توشی بن چنگیزخان مغول. یکی از حکام مغول. رجوع به تاریخ جهانگشای چ اروپا ج 1 ص 144، 205، 222 شود.

جمله سازی با برکجار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اوگتای، اوگتای قاآن یا اوگتای خان یا صرفاً قاآن سومین پسر چنگیز خان بود، وی پسر بورته («یسونجین بیگی») اولین و محبوبترین زن از میان همسران چنگیزخان و بانوی اول مغولستان بود. چنگیزخان در هنگام مرگ اوگتای خان را به عنوان جانشین خویش تعیین کرد و پس از مرگ چنگیز خان شاهزادگان و نوه‌ها که از سوگواری فارغ شدند هریک به خرگاه‌های خود برگشتند و پس از گذشت دو سال در آغاز بهار همه شاهزادگان و نوه‌ها رو به اردوی بزرگ نهادند تا امور فرمانروایی را سامان دهند. از دشت قبچاق باتو و برکه و برکجار و سایر برادران یعنی پسران جوجی و از سوی شرق برادران چنگیز اوتتکین و بیلکوتای براه افتادند. الغنوین (تولی پسر چهارم چنگیزخان) قبلاً با برخی از سران مغول در اردوگاه چنگیز بودند. پس از آیین جشن و سرور درونمایه عهدنامه چنگیز را خواندند که اوگتای را بر سریر شاهی بنشانند. اوگتای ابتدا نپذیرفت و گفت که امر سلطنت سزاوار برادر بزرگ‌تر جغتای است و عموهایم نیز حضور دارند می‌توانند هریک این مسئولیت بزرگ را به دوش بگیرند که از همه ما سزاوارتراند.

فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز